جلسه مذکور با فرمت های مختلف تقدیم کاربران عزیز
فرمت صوتی MP3
فرمت تصویری 3gp به صورت یک جا
طبقه بندی: استاد فاطمی نیا حفظه الله،
میعاد گاه عاشق سحر است، وقت ملاقات سحر، آنگاه که خلایق همه در خوابند و شهر را غوغا خفته، ستارگان به نظاره شب خیزان و شب خیزان روی در آسمان، آنگاه که زبان سالکان خاموش ولی در درون صد جوش دارند. ( ساغرسحرص127)
دور است عشق از جان آنان که سحر در بستر می مانند، گر ادعای عاشقی داری سحر را از یاد نمی بری و از ابتدای شب خود را برای بیداری سحر آماده می سازی ممکن است نفس با تو در جنگ و ستیز آید، سلوک همه مراقبه و مجاهده است اینجا میدان ستیز است اگر می خواهی نفس را تربیت کنی بسم الله. (همان ص128)
اگر شبی را در جشن و سروری با دوستان و آشنایان تا نیمه بگذرانی و به غفلت سرآری نفس از استراحت و خواب با تو دم نزندو حتی وعده دهد که شبی خوش و سروری شادمانه در پیش است ولی اگر اراده کردی که ساعتی از شب را در یاد خدا بنشینی و از بستر به در آیی، زبان بگشاید و از درون وسوسه سرآرد که بنده خدا تو را استراحت لازم است؛ چون تو روز را در کسب معاش و شب را در طلب آخرت بسر بری پس ای بدبخت کی استراحت کنی؛ فردا مریض می شوی بر خود ستم مکن. (همان ص128)
گویی خدا را دوست دارم، در مقام ادعا همه قهرمانیم ولی در عمل همه ناتوان، عاشقی را گویند که محبوب در گشاده، بار داده و تو را در انتظار است، اما تو برای دیدار و ملاقات صدناز داری؛ ناز معشوق نازنین است ولی ناز عاشق خریداری ندارد. (همان ص130)
اگر عشق تقرب به ساحت حق تعالی داری چه سان توانی از این وسیله قرب صرف نظر کنی؟ خاصّتاً که وصول به مقام محمودرا برای حبیبش در سایه تهجد ونماز شب می داند. (همان ص134)
نازم آن دل شده ای را که پشت با خلق و روی با حق دارد؛ دل به دلبر و جان به جانان داده آنگاه که چشمان همه خفته، دیده او بیدار و در انتظار، آنگاه که زبان همه درکام های بدبو آرمیده کام اوباذکر، عطرآگین است. (همان ص 135)
رازیست مرا با شب و رازیست عجب شب داند و من دانم ومن دانم و شب
آنکه این راز داند ، روی از او باز نگیرد و آنکه این انس یافت دیگرش با هیچ کس انس نبود؛ غم او به هزار شادی ارزد، حزن او حزن سبز است و انس با او روح و راحت است. (همان ص 137)
سحر چه لغت زیبایی، سحر عروس اوقات است ، سحر شاه گل ساعات است ، سحر وقت مناجات است ، سحر ساعت در گشایی است، سحر نصف النهار جلوه وصال است. خوبان از آن دم که سپیده دم را دم فرو بندد در انتظار شب اند و چون شب در آید در انتظار سحر. (همان ص146)
هر آن دری که روی اولیاء حق و بندگان صالحش باز شد در سحر و از برکت تهجد و نماز شب بود. (همان ص 146)
مستان عشق همه شب خمار ساغر سحراند، اگر شبی درد آلود کشند، سحری دیگر صهبای صافشان دهند. آن صهبا که ساقی آن محبوب ازلی است و چون در کشی از همه جز خدا خالی شوی. (همان ص 151)
آینه چون مقابل ظلمت باشد بی فروغ است و زمانی که روبروی خورشید قرار گرفت، خود خورشید می شود. خواهی رخسارت از چنین نوری برخوردار باشد که هم خود نورانی باشی و هم به دیگران نور بخشی کنی شب را به عبادت حق تعالی از بستر به در آی. نه یک شب ، نه یک ماه که بر این کار خویشتن را عادت ده. (همان ص158)
بر ملکوت رسد آهی که شب هنگام از سینه دردمندی خیزد؛ خوشا اشکی که سحرگاه چشم گنهکاری را شوید. خوش آن ناله که از دل جانسوزی برآید. در بازار شب متاع پررونق این هاست. (همان ص 159)
به جان عزیزت سوگند که نبوده است هیچ پیامبری و ولیّ خدایی جز اینکه هر چه داشته از برکت شب خیزی بوده . و وصل هر صاحب وصلتی، و قرب هر مقرّبی و لقای هر صاحب لقایی در سحر بوده. ( تحلی ص123)
آن قدح باده که شب دهند جاودانه مستیت بخشد! و آن حیاتی که بر جانت رسد از نو هستی ات بخشد. (همان ص125)
سحر دعوت از خواص است و هر بی سرو پا را در این بزم ره نیست. اگر توفیقی تو را دست می دهد خدا را شکر گزار که توفیقت دادند چون سر آمرزشت دارند. (همان ص127)
آن را که سر راز و نیاز عاشقانه سحر است، شب را با شکم انباشته خوابیدن توفیق حاصل نشود. (همان ص197)
طبقه بندی: استاد کریم محمود حقیقی حفظه الله،
برچسب ها: سحر خیزی استاد حقیقی،
بسم الله الرحمن الرحیم
آیا وقت آن نرسیده كه با خدا دوست شوی؟!
شاید در اولین نگاه به این سؤال،سؤالی دیگر در ذهنت پدید آید كه آیا مگر من با خدا قهر هستم كه باید دوست شوم؟!آری قهر هستی! با انجام دادن هر معصیتی كه به نظرت كوچك بیاید صفحة جدیدی از قهر با خدا را باز میكنی!!! این صفحه صفحه جمع میشوند و آنگاه تو هم جزو آن كسانی میشوی كه خود خدا با آنها قهر كرده!دیگر اینجا باید چه خاكی بر سرت بكنی؟!بیا با خود تصمیمی قاطع بگیر كه از همه چیز بگذری،از خود،از دوست،از دنیا و از هرچیزی كه تو را به منجلاب غفلت كشانده و از محبوب ازلی دور كرده!
ای كه نمیدانم از كدامین روزنه بر دلم می تابی و چگونه در تار و پود وجودم رسوخ میكنی و به شرار صاعقة نگاهت درونم را به آتش می كشانی.
كجا بنگرم تا تو را ببینم كه هرچه هست جز وجودی خیالی و فانی نخواهد بود و جز دوری از تو را برایم به ارمغان نخواهد آورد!
اما نه،محبوبا!چه نابیناست چشمی كه تو را نبیند و چه زیانكار است كسی كه حب و عشق تو در دلش نفوذ نكرده باشد؛خودمان نیز میدانیم از آن روزی كه تو را گم كرده ایم چیزی نیافته و حتی خود را هم گم كرده ایم.میدانیم آنچه در تمام عمر از آن میگریختیم تویی و باز به آنكه پناه می بریم آن هم تویی و سرانجام در پی این همه فرار و گریز دوباره ما را در آغوش مهربانت جای خواهی داد.
دلم در عاشقی آواره شد آواره تر باد...
برادر عزیز باید بدانی كه قیمت تو خداست و ما آمده ایم خدایی شویم.معدن وجود هر انسانی می تواند قیمتی داشته باشد.اگر خودت را به گناه غیبت یا تهمت یا محبت به غیر الله بفروشی،آن اندازه می ارزی.دقت كن.باید بیدار شوی!
راستی او را به گناه كه نمی فروشی عزیز؟!گناه،خدافروشی محض است،پایین آوردن خدا از مقام عزّ قدسش و زیر پا نهادن امرش است.ببین او را با چه چیز و چه كسی معاوضه می كنی؟و تا كجا می خواهی با او باشی؟
اگر عشق و طلب حقیقی باشد،مرد به سختی
راه نمی اندیشد!تو تا كجای راه میتوانی باشی؟این خسته نشدن تا كجاست؟تا كجا دنیا و
اهل دنیا سردت نمی كنند و او را نمی فروشی؟راستی از تمام زندگی خود چقدر برای لذت
های نفسمان،چقدر برای شیطان و چقدر برای جلب نظر و رضایت دیگران وقت می گذاریم؟سهم
خدا در این زندگی چقدر است؟!نكند خدا از زندگی مان گذاشته و رفته باشد؟! نكند از
چشم خدا افتاده باشیم؟!«نسواالله فأنساهم انفسهم»
خودش فرمود:«خَلَقْتُ الأشیاءَ لِأجلك و خَلَقْتُكَ لِأجلی»
خدا همه چیز را برایت آفریده و تو را برای خودش و بس!اگر واقعا برای خدا باشی او هم واقعا برای تو میشود.باید بیایی و حركت كنی تا برای تو شود،او دوست ندارد به غیر خودش دل ببندی.چون دل متعلق به خودش است.دل را به تو داد تا جای خودش باشد.دیگر نباید به كسی جز او نگاه بكنی.باید چشمت را از غیر لیلی پاك كنی تا بتوانی جمالش را ببینی!اگر دل و چشم و وجودت را به غیر از او دادی،فقط كافیست مهر هذا الوجه لایفلح را بر تو بزنند.
پس اگر هنوز قدم در راه نگذاشته ای و معشوقت را نیافته ای به دلت یك بسم الله بگو و شروع كن و اگر قدر و قیمت خود راه فهمیده ای و حساب و كتابت را كرده ای،عزم جزم كن و به خدا ثابت كن كه دوستش داری هر چند كه حسن او از عشق غیر مستغنی است.
|
کتاب شرح دفتر دل حضرت علامه ذوالفنون حسن زاده آملی شارح : استاد داود صمدی آملی ![]() دریافت جلد اول دریافت جلد دوم |
طبقه بندی: استاد صمدی آملی حفظه الله، علامه حسن زاده آملی حفظه الله،

مجموعه سخنرانی های ایشان را از سایت زیر دریافت نمایید.
دریافت سخنرانی ها
طبقه بندی: آیت الله ناصری حفظه الله،

مستند العبد در شرح زندگانی آیت الله بهجت(رحمه الله)
قسمت اول:محمد تقی ثانی
قسمت دوم:کربلا
قسمت سوم:استاد کامل
قسمت چهارم:سفری دیگر
قسمت پنجم:مقیم مدام
قسمت ششم:نشانی...
طبقه بندی: آیت الله بهجت(ره)،

پیشاپیش سال جدید مبارک باد
انسان خصوصیاتی دارد که اختصاص به جامعه امروز یا دیروز ندارد و بر اساس همین ویژگیهاست که در دورانهای مختلف، میتواند خود را در مسیر تکامل نگاه دارد؛ هر چند نمیتوان انکار کرد که هر زمانی برای خود ویژگیهایی دارد که آدمی را وادار میکند تا برای خودسازی، راه حلهای تازهای بیندیشند.
با توجه به این که امروزه عوامل فساد قویترند، آیا در جامعه کنونی میتوان به طور کامل گناه را ترک کرد؟
بگذارید پاسخ خود را با دو مقدمه زیر آغاز کنم:
▪ انسان خصوصیاتی دارد که اختصاص به جامعه امروز یا دیروز ندارد و بر اساس همین ویژگیهاست که در دورانهای مختلف، میتواند خود را در مسیر تکامل نگاه دارد؛ هر چند نمیتوان انکار کرد که هر زمانی برای خود ویژگیهایی دارد که آدمی را وادار میکند تا برای خودسازی، راه حلهای تازهای بیندیشند. در حدیثی آمده است که زمانی خواهد رسید که نگاهداری دین، همانند نگاه داشتن ذغال افروخته در دست میباشد.۱
مهمترین راه حلی که به نظر میرسد، این است که همان راههای همیشگی دوری از گناه را که در ادامه میآید، با توجه و همت بیشتری انجام دهید؛ زیرا غرایز انسان که در اعمال او تأثیر می گذارند، همیشه ثابتند و بسیاری از تغییراتی که در زمانهای مختلف به وجود میآیند، تفاوت باطنی با سایر زمانها ندارند و راه مقابله با آنها یکی است.
▪ برای به وجود آمدن هر چیزی، مقدماتی لازم است که باید حتماً فراهم گردد. برای اشتیاق به اعمال خیر و تنفر از گناهان هم شرایطی لازم است که بدون فراهم ساختن آنها، ترک گناهان بسیار دشوار و انجام واجبات هم بسیار سخت خواهد شد.
● راههای دوری و انزجار از گناه
▪ توجه به رابطه انسان با خدا؛ در حدیثی از امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده است که آدمی بنده احسان است؛۲ یعنی وقتی از کسی خوبی ببیند، در برابر او متواضع میشود و سعی میکند که به نحوی خوبی او را جبران کند. حال اگر انسان توجه پیدا کند که هر نعمتی که در اختیار اوست، از خداست، در برابر خدا، احساس تواضع میکند و همین احساس، بندگی خدا را آسان کرده، به انسان انگیزه میدهد که به انجام فرامین الهی بپردازد.
▪ توجه به حکمت الهی؛ در حدیثی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله چنین آمده است: ای بندگان خدا! شما مثل مریض هستید و پروردگار جهانیان مانند طبیب و مصلحت مریض در آن است که طبیب میداند؛ نه در آن چه که بیمار میل دارد و خدا میداند و شما نمیدانید. وقتی که انسان به این حقیقت دست پیدا کند، میفهمد که اگر چیزی را خداوند متعال نهی کرده است، حتماً ضرری برای انسان دارد و اگر به چیزی امر کرده، حتماً یک مصلحت ضروری برای انسان دارد و در نتیجه، مخالفت با پروردگار، یعنی مخالفت با خویش و انجام فرامین الهی، یعنی حرکت در جهت کسب مصالح خود و در نتیجه، انسان میفهمد که گناه، به معنی ضرر زدن به خویش است و به این وسیله، انگیزه انسان برای انجام گناه، کمتر میشود.
▪ توجه به آثار و پیامدهای گناه؛ بسیاری از گناهان، آثاری دارند که این آثار، در ابتدا مخفی است؛ ولی مخفی بودن اثر، نشانه بیتأثیر بودن آن گناه نیست؛ مثل بعضی از سرطانها که هیچ دردی ندارند و فرد وقتی متوجه مرض خود میشود که در نزدیکی مرگ قرار دارد. گناهان هم آثار مخربی دارند؛ که در همان لحظه اول، ظاهر نمیشوند؛ به فرموده قرآن کریم: «هر مصیبتی که بر شما وارد میشود، به خاطر اعمالی است که انجام میدهید و خداوند خیلی از خطاهای شما را میبخشد».۳
امام صادقعلیه السّلام میفرماید: «فردی گناه میکند و در نتیجه از نماز شب محروم میشود و عمل بد، اثرش در صاحبش، از اثر چاقو بر گوشت بیشتر است».۴
بر اساس روایات، آثار گناه عبارتند از:
۱) محروم شدن از روزی.
۲) کم شدن روزی.
۳) فراموش کردن معلومات.
۴) محروم شدن از نماز شب و معنویات.
۵) گرفتاری (بیماری، حوادث ناگوار، مرگ ناگهانی، از دست دادن عزیزان).
۶) کوتاه شدن عمر.
۷) قساوت قلب.
۸) واژگونی قلب به گونهای که دیگر هیچ گاه حق را نپذیرد و نصیحت در آن مؤثر واقع نشود.
۹) بیماری جدید به خاطر گناه جدید. امام رضاعلیه السّلام در این باره می فرماید: «هر گاه بندگان خدا گناهی انجام دهند که قبلا انجام نمیشد، خداوند متعال بلایی برای آنها میفرستد که قبلاً نفرستاده بود».۵
۴) برگزیدن دوستان صالح؛ همان گونه که دوستان ناباب و شرکت در مجالس گناه، آدمی را به گناه میکشانند، همنشینان شایسته هم انسان را به صلاح دعوت میکنند. امام سجادعلیه السّلام میفرماید: «همنشینی با صالحان، دعوت کننده به صلاح است».۶ بنابراین، انسان باید سعی کند با افراد آلوده، نشست و برخاست نکند و در مقابل، با انسانهای پاک و صالح، دوستی نماید که یکی از عوامل اصلی انجام گناه یا اجتناب از آن، دوست خوب یا بد است.
۵) مخالفت با هوای نفس؛ ارزش کمالات و رفتارهای نیکوی انسان به این است که در انسان، هوای نفس و خواست و کشش به سمت گناه وجود دارد و او برای ترک گناهان و انجام واجبات، باید پا برروی هوای نفس خود بگذارد و همین، به کار او ارزش میدهد. این مخالفت، ابتدا بسیار دشوار است؛ ولی با تمرین و تکرار، به صورت یک صفت پایدار در او در میآید و در نتیجه، برای او بسیار آسان میشود. انسان هر چه بیشتر به گناهان آلوده گردد، مثل فردی که در مرداب بیفتد، نجات او دشوارتر میشود.
۶) نماز؛ خداوند متعال میفرماید: «نماز، انسان را از فحشا و منکر باز میدارد».۷ یک عامل بازدارنده و بسیار قوی برای از بین بردن گناهان، خواندن نماز و ارتباط با خداوند است؛ البته همان طور که نماز، انسان را از گناهان باز میدارد، گناهان هم میتوانند انسان را از نماز و ایجاد ارتباط با خدا باز دارند.
۷) ایجاد نکردن زمینه گناه؛ برای این که انسان انگیزه گناه پیدا نکند، باید زمینه گناه را از بین ببرد. یکی از زمینههای گناه، خلوت کردن با زن نامحرم است. حضرت علیعلیه السّلام میفرماید: «سه چیز است که هر کس آنها را رعایت کند، از شیطان رانده شده و از هر گرفتاری در امان است؛ کسی که با زنی که با او محرم نیست، خلوت نکند و نزد پادشاه ظالم نرود و کسانی را که در دین بدعت به وجود میآورند، در این کار یاری نکند».۸
۸) تفکر در عواقب گناه؛ چه بسا انسان یک گناه انجام میدهد و در دنیا و آخرت سرافکنده و بیآبرو میشود؛ در حالی که لذت گناه، لحظهای بیشتر نبوده است. حضرت علیعلیه السّلام میفرماید: «به یاد آورید پایان یافتن لذتها و باقی ماندن آثار آنها را».
در خاتمه به نکته مهمی اشاره مینماییم و آن این که برای رسیدن به خواستهتان، حتماً باید برنامههای مشخصی تنظیم نمایید و در آن برنامه، ترک گناهانی که بدان مبتلا هستید را به صورت تدریجی قرار دهید. باید توجه داشت که سنگ بزرگ، نشانه نزدن است و موجب یأس میشود. سعی کنید از اولویتهای مهم و بالاتر شروع نمایید. هر گاه شکست خوردید، توبه نموده، تلاش را تعطیل ننمایید. با این طرح، ان شاءالله میتوانید به مرور زمان، به موفقیتهایی دست یابید و آن چه خداوند از شما میخواهد، همین مجاهدت و دست و پنجه نرم کردن با شیطان و هوای نفس است و خداوند نسبت به کسی که در این مسیر قدم بر میدارد، غفار و آمرزنده است.
۱. مجلسی، بحار الانوار، ج۲۲، ص۴۵۴.
۲. همان، ج۷۴، ص۱۱۷.
۳. شوری، آیه ۳۰.
۴. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، مکتب الاعلام الاسلامی، ج ۳، ص ۴۶۵.
۵. میزان الحکمه، ج۳، ص۴۷۰.
۶. بحار الانوار، ج ۱، ص ۱۴۱.
۷. عنکبوت، آیه ۴۵.
۸. میزان الحکمه، ج۳، ص۴۷۹.
کتاب روح مجرد نوشته علامه طهرانی که در شرح حال عارف بالله سید هاشم حداد می باشد.
![[تصویر: my_documents%5Cmy_Gallery%5Calameh%20va%...0hadad.jpg]](http://motaghin.com/my_documents%5Cmy_Gallery%5Calameh%20va%20hazrate%20hadad.jpg)
ساختار بندی کتاب: این کتاب شامل 12 بخش به شرح زیر می باشد:
1. بخش نخستین: مقدمه تشرف و توفیق به محضر و ملازمت حضورت حداد
2. بخش دومین: سفر اول حقیر به اعتاب عالیات در سنه 1381 ه.ق به غیر از سفر بیت الله حرام
3. بخش سومین: سفر دوم حقیر به اعتاب عالیات در سنه 1383 هجری قمری
4. بخش چهارمین: سفر سوم حقیر به اعتاب عالیات در سنه 1385 هجری قمری
5. بخش پنجمین: سفر دوماهه زیارتی حضرت آقا حاج سید هاشم به ایران و توقف در طهران، و زیارت حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع)
6. بخش ششمین: سفر چهارم حقیر به اعتاب عالیات در سنه 1387 هجری قمری
7. بخش هفتمین: سفر پنجم حقیر به اعتاب عالیات در سنه 1389 هجری قمری
8. بخش هشتمین: سفر ششم حقیر به اعتاب عالیات در آخر سنه 1390 و اول سنه 1391
9. بخش نهمین: سفر هفتم حقیر به اعتاب عالیات در سنه 1391 هجری قمری
10. بخش دهمین: سفر هشتم حقیر به اعتاب عالیات در سنه 1394 هجری قمری
11. بخش یازدهمین: سفر نهم و دهم حقیر به اعتاب عالیات در سنه 1395 و سنه 1396 ه.ق
12. بخش دوازدهمین: سفر حقیر به شام برای زیارت قبر بی بی زینب (س) و ملاقات با حضرت آقا حاج سید هاشم در عاشورای سنه 1400 هجری قمری
طبقه بندی: علامه طهرانی(ره)،
تبلیغات ![[تصویر: 0060-3.jpg]](http://www.azha.ir/image/0060-3.jpg)
